تبليغاتX
یک سخن با تو...
 

در درس جامعه شناسی جوانان تحلیلی از جوانی جمعیت شهرستانهای مختلف استان داشتیم که میزان جوانی جمعیت های مختلف را مورد مقایسه قرار دادیم. این پست اختصاص دارد به تحلیلی که بر توزیع جوانی جمعیت در استان مازندران  مطابق با دو سرشماری سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ داشته ام.

دوره هاي سني جواني را بنابر تعريف سازمان ملي جوانان در سه گروه مهم سني 19-15 سال كه همزمان با ورود فرد به دوره دبيرستان و 24-20 سال كه همزمان با ورود فرد به دانشگاه و 29-25 سال كه همزمان با اشتغال فرد بعد از اتمام تحصيلات است در نظر گرفت.

 



ادامه مطلب ...


مقاومت شكننده اثر پروفسر جان فوران مي باشد.وي با اعتقاد بر اينكه تاريخ معاصر ايران از زمان صفويه شروع شد به تحليل تاريخ ايران مي پردازد و در نهايت ايده مقاومت شكننده خود را مطرح مي كند . در نظريه فوق بر اين نكته تاكيد شده است كه ايرانيان هرچند به راحتي در برابر دشمن متحد مي‌شوند اما وقتي پيروز شدند، اتحاد موجود سست شده و مقاومت آنان از بين مي‌رود.



ادامه مطلب ...


شنبه بیست و یکم آذر 1388 :: 9:32 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

تعریف فساداداری: سوء استفاده از قدرت بوروکراتیک و دولتی برای استفاده از منافع شخصی نامشروع یا فراتز از قانون.

علل فساد اداری: در دو سطح خرد و کلان قابل بررسی است. سطح خرد در کنش مردم رخ میدهد(رشوه) و معمولا توسط کارمندان رتبه پایین انجام می شود.اما سطح کلان و ساختاری در چند سطح قابل بررسی است.



ادامه مطلب ...


سه شنبه هفدهم آذر 1388 :: 11:37 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

گوینده خبر مجله خبری ساعت 19 این آمار و به مناسبت روز دانشجو ارائه می دهد:"قبل از انقلاب 150هزار دانشجو داشتیم اما الآن با افتخار باید بگویم بیش از 3 میلیون دانشجو داریم."

با شندیدن این خبر به یاد تئوری توقعات فزاینده توکویل افتادم. دانشجویان جامعه شناسی که درس جامعه شناسی انقلاب را گذارنده باشند با این تئوری آشنایند.به طور خلاصه این تئوری معتقد است ،انسانها با بهبود وضعیت زندگی توقع دارند روند بهبودشان ادامه یابد و اگر احساس کنند مانعی  روند پیشرفتشان را متوقف کند،دست به کار می شوند.

با توجه به این نظریه سوال من این است که آیا افزایش دانشجو در جامعه ما امکان دارد مساله زا باشد؟

با توجه به این تئوری ، وقتی تحصیلات افراد افزایش یابد آنها متوقع می شوند که، به کاری اشتغال یابند که متناسب با هزینه دوران تحصیلشان،درآمد و پرستیژ مورد نظرشان را داشته باشد.اما:

1)      با توجه به شرایط فعلی بازار کار ما که بیش از 20 درصد نرخ بیکاری جمعیت فعال اعلام شده است ، در نتیجه به توقع افراد پاسخ داده نمی شود.

 ۲)      از لحاظ جمعیت شناختی نیز،افزایش دوران تحصیل و همچنین زمان یافتن شغل مناسب،سن ازدواج را افزایش می دهد و یکی از نتایج آن فاصله سنی والدین و فرزندان می باشد.(از آنجا که علوم اجتماعی علم نسبی است قضاوت ارزشی در این خصوص نمی کنم،اما قطعا هم اثرات مثبتی دارد و هم اثرات منفی.)

اما به موازات تلاش جامعه برای افزایش فضاهای آموزشی چه میزان تلاش برای افزایش کیفیت آموزش انجام گرفته است؟

بر اساس گزارش میس( نشریه تحقیقات اقتصادی خاورمیانه )، در حال حاضر 80 درصد از تحصیلکرده‌های بیکار ایران را کسانی تشکیل می‌دهند که در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیلکرده و با حداقل امکانات آموزشی به کسب مدرک تحصیلی از این دانشگاه نایل آمده‌اند.

خب با این وجود نباید خیلی دور از انتظار باشه که دوستان با چنین پیامک هایی روز دانشجو را به هم تبریک بگویند:

شمع شدی ،شعله شدی سوختی

خاک به سرت هیچی نیاموختی

 

 



چهارشنبه چهارم آذر 1388 :: 8:20 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

کلاس این هفته بررسی مسائل اجتماعی، به دو مبحث اختصاص داشت.بررسی وضعیت مطبوعات در ایران و بررسی مفهوم توسعه سیاسی.در این پست به بررسی توسعه سیاسی و مباحث مطرح شده در کلاس می پردازم و گزارش قسمت اول را موکول می کنم به دوستان.



ادامه مطلب ...


پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 :: 22:25 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

دوستي انتقاد داشت كه چرا در همايش بررسي مسائل اجتماعي استان ، ارائه دهندگان تنها به بررسي موانع توسعه و جنبه منفي مسائل اجتماعي استان توجه كردند.آيا مسائل مورد بررسي هيچ نكته مثبتي نداشت و تنها بايد آنها را به چالش كشيد؟حال كه پروژه ها اجرا شد چه فايده دارد كه آنها را به نقد كشيم؟ديگر چه فايده؟

در پاسخ به نقد اين دوست دو نكته را بايد برجسته كرد اول آنكه : اساسا وقتي صحبت از مساله مي شود كه جمعي ناراضي از وضعيتي باشند و خواهان بهبود؛ و دوم مربوط مي شود به اساس پيدايش جامعه شناسي كه زاييده بحران است و نه در پي تمجيد.

دوستانم در وبلاگ هايشان از آنچه در همايش گذشت و خستگي اي كه يكي از مسئولين استان بر تنمان گذاشت مفصل نوشتند. اگر قرار باشد آن مسئول هم از نگاه خود به تعريف عملكرد مثبت خود و كارگروهش بپردازد و ديگران هم به كف زدن و هورا كشيدن او،مسئول آسيب شناسي چه كسي است؟ آيا غير از آن است كه كلاسيك هاي جامعه شناسي در مثالهاي خود جامعه را به بدن انسان تشبيه مي كردند؟! آيا غير از آن است كه آنها از اين بررسي مي خواستند ما را متوجه اين نكته كنند كه همان گونه كه بدن بيمار مي شود، امكان بيماري جامعه هم وجود دارد.همان گونه كه بيمار به پزشك مراجعه مي كند جامعه بيمار هم به پزشك اجتماعي نيازمند است تا گسسته نشود؟!

همكلاسي عزيز، در خصوص سوال دوم خود، همانگونه كه اشاره به اقدام مردم روستاي بهشهر در جلوگيري از احداث پالايشگاه در زمين هاي آنان داشتي، گمان نمي كني اگر ديگران نيز آگاهي  لازم در خصوص احداث پروژه اي داشته باشند مساله در مسير خود هدايت شود؟! و تبديل به بحران اجتماعي نشود؟ اگر مردم روستاي ازباران از عواقب احداث مجتمع 400 واحد در روستاي خود مطلع بودند چقدر احتمال داشت تعاوني آنها براي شكل گيري مجتمع به انجام رسد؟يا اگر كشاورزان بدانند عواقب تخريب محيط زيست چه كسي را گرفتار مي كند باز هم پساب هاي خود را به رودخانه روانه مي كنند؟

گمان مي كردم دانشجوي سال آخر كارشناسي پژوهشگري از كاركرد تحصيل خود توجيه باشد! كه اساس پيدايش جامعه شناسي تشخيص بيماري و وظيفه آن هشدار وجود آن است تا مساله به بحران تبديل نشود.



چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 :: 0:4 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

کلاس این هفته بررسی مسائل اجتماعی ایران به بررسی وضعیت زنان ایران در بازار کار اختصاص داشت. این پست به بحث های این کلاس اختصاص دارد.

بحث با تئوری استاد در این خصوص شروع شد: موانع ورود زنان به بازار کار در ایران چیست؟ بعبارتی آیا فرهنگ مردسالار مانع است؟



ادامه مطلب ...


جمعه یکم آبان 1388 :: 5:22 ::  نويسنده : محدثه جلیلی
                                            

                                    

                                     کتابخانه مرکزی دانشگاه مازندران - ۶/۷/۸۸



چهارشنبه هشتم آبان 1387 :: 21:42 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

عنوان همایش بر بیلبوردهایی با زمینه قرمز،نوعی مقاومت و تنش از بومی ماندن یا جهانی شدن است.باید بومی ماند با آنکه جهانی شدن را تجربه می کنیم.تنشی بین مقاومت است و خواستن.تضادی که از سویی اراده افراد را برای عقب نماندن از جهان نشان می دهد و بر خواستن تاکید دارد و از طرفی دانش آموزان و حتی ما دانشجویان مطیع برنامه های درسی ای هستیم که تالیف و ترجمه می شود و هرآنچه را که ما خواندیم،برادر و خواهر کوچکمان می خوانند و کوکب خانم سالیانی است که ماست و کره و دوغ درست می کند و سالهاست که حسرت همان روستایی را از اول دبستان به دل داریم و سال هاست انگشت پتروس بر سوراخ سد است تا آب بیرون نیاید و ...!آیا ماست کوکب خانم جواب همه ذائقه ها را می دهد؟

اگر استفاده از فناوری جدید را از ویژگی های جهانی شدن در نظر بیگیریم باید دید ما چقدر بومی هستیم و چقدر بوم خود را حفظ کرده ایم و تا کجا جهانی شده ایم؟

فردا از بین سخنرانان جلسه،گروه جدید مولفین کتب درسی انتخاب می شوند.عده ای از آنان بوم ما را همان داشته هایمان می دانند که چون داریم پس ارزشمند است و باید مانع تغییر و تخریب آن شد.طبق این قاعده ورود فناوری اطلاعات با زبان بیگانه از زبان بومی ما به کتب درسی نوعی هنجار شکنی است که داشته هایمان را نابود می کند پس باید مقابل آن ایستاد و از سویی عده ای اعتقاد دارند که ما استفاده از فناوری اطلاعات را انتخاب کرده ایم چرا که در بخش های مختلف زندگی خود از آن بهره می بریم.کنشگر منطقی ارزشهای جامعه جدید را می شناسد و از شناخته هایش بهره می برد و داشته هایش را با دستاوردهایش هماهنگ می کند.

با این توجه اولین مساله تغییر است و آنکه همه جامعه شناسان بر اصل اجتناب ناپذیر بودن تغییر تاکید دارند.پس جامعه ایستا خود به خود محکوم به فناست.مساله دوم بوم است.چه در تاکید بر داشته هایمان و چه در تاکید بر انتخاب عقلانی ارزشهایمان،محور فردی است که دارای ارزشهایی است و این ارزشها را با عقل انتخاب می کند. یعنی انسان!

و دکتر فاضلی در آخرین جمله گفتگوی امروز بدرستی اشاره کردند : در بوم امروز انسانها باید با تمام هستی شان پذیرفته شودند. یعنی من و شما با همه آنچه مورد علاقه مان است و می پسندیم و با وجود شهری بودن و روستایی بودنمان و مرد و زن بودنمان و هر چه هستیم و هر چه فکر می کنیم و هر آنچه عمل می کنیم.

براستی که اگر این بودنها را بگیرند چه چیز برایمان می ماند؟و چقدر از بودنهایمان در کتب درسی مان دیده شده است؟

پ.ن:

همایش جهانی شدن و بومی ماندن برنامه درسی روزهای ۸ و ۹ آبان در دانشگاه مازندران برگزار است.

بانک مقالات جهانی شدن



جمعه دوازدهم مهر 1387 :: 22:16 ::  نويسنده : محدثه جلیلی

راننده خدا خدا می کرد که نتیجه فوتبال مساوی شود تا پسرانش به جان هم نیافتند!یاد این نوشته از سید مهدی شجاعی در آئینه زار افتادم:

...

صدای گزارشگر فوتبال با شور و هیجان زایدالوصف از بلندگوی سالن پخش می شود.تماشاچیان فوتبال همگی کلاههای بافتنی بر سر دارند و لباسهای بافتنی بر تن.نخهایی از بافتنی لباسها و کلاهها به سمت پشت و دو طرف صحنه کشیده شده و بافتنی دائما در حال شکافته شدن و کلاهها و لباسهایشان به تدریج در حال کم و کوتاه شده هستند.تماشاچیان فوتبال،در حین دیدن فوتبال و شنیدن گزارش،عکس العملهایی پر شور و اغراق آمیز دارند و آنچنان محو دیدن فوتبال و شنیدن گزارش اند که متوجه از بین رفتن کلاه و لباسشون نمی شوند.

...

هنگام سوت پایان مسابقه،تماشاگران فاقد کلاه و لباس بافتنی اند و همچنان محو تلویزیون که آگهی بازرگانی پخش می کند و افراد نخ بدست با شادمانی همدیگر را بغل می کنند و می بوسند. گویی برندگان اصلی مسابقه همین ها هستند.

بازی که به دقیقه 87 رسید همگی با صدای خنده راننده خندیدیم.

 



یک سخن با تو...