انتخابات شورای مدرسه بود و معرفی کاندیداها که یکی از سال اولی ها آمد پشت تریبون و "من والا الآن دو سال پیش هم رأی آوردم و رفتیم شورای مدرسه و اِل کردیم و جیم بل، حالا خواستین رأی دادین که دادین،وَرنِ... ! بابا رأی بدین دیگه..."
دقایق قبل شروع رای گیری و در حین رأی گیری تمنا واسه رای گرفتن به اوج خودش می رسید و از میان شکلاتی هم به ما!
یکی از سالهای دبیرستانم بود که یکی از کاندیداها با یکی از شیطون ترین بچه های مدرسه تبانی کرد و عاطفه جوک می گفت و رأی جمع می کرد!
هنوز مانده بود که ثبت نام کاندیداها برای شورای شهر شروع بشه،اما آقای ------- دبیر ریاضی مان قول داد دو نمره تشویقی به همه آنهایی که در ستادش فعالیت داشته باشن ارفاق کنه!(آخر ترم بود و کسی و ندیدم که بپرسم وعدش عملی شد یا نه!)
انتخابات نماینده ی مجلس دور گذشته بود و آقای ------- از تهران شده بود کاندیدای شهرستان بابلسر!قبلش شده بود کاندیدای تهران،بعدش شده بود کاندیدای محمود آباد و ... این دوره را دیگه نمی دانم که کاندیدای کدوم شهر قراره بشه!
انتخابات میان دوره ای همزمان بود با ریاست جمهوری،آقای -------- از ستاد -------- کنار اسم کاندیدای مجلس پرانتزی باز می کرد و از کاندیدای مورد نظرشان در ریاست جمهوری هم یادی می کرد!
نشست مطبوعاتی با فرماندار بود و شخص فرماندار بعد از نشست شروع کرد به تعریف از مافوقش در پست قبلش شصتمان خبردار شد که بله، چند ماه بعد که کار انتخابات ریاست جمهوری شروع شد شخص مافوق در خاطرات فرماندار جز لیست کاندیداهای ریاست جمهوری بود!
پ.ن:
