تبليغاتX
یک سخن با تو...
شنبه هفدهم فروردین 1387

عيد واسه من فرصتي شد تا بعد از مدتها گپي با دختر خاله ها و پسر خاله هام داشته باشم. بعد از مدتها صحبت از خودمان و اينكه چي كار مي كنيم و در كدام وادي آرزو هايمان هستيم معمولي است اما نتيجه هايي كه از خوش و بش هاي ما منتج مي شود شنيدني است.

به قول من و آنها به نسل ما مي گويند نق نقوهاي پر توقع و  قاضيان بي اعتماد!(نتيجه اولين نشست از سلسله نشست هاي فاميلي!)

نق نقو هايي كه حرفامون رو حالا يا از روي عدم اعتماد به هم يا اين باب كه نكنه آتو دست مخاطبمان بديم يا نكنه جايي عليه ما استفاده كنه،نكنه برداشت بدي از حرفمان داشته باشه،نكنه...

نقص دارد حرف زدنمان، روراست نيستيم،هي با خودمان كلنجار مي رويم كه اين يا آن،مدام داريم مي جنگيم، قاضياني كه براي خودمان خيال بافي داريم، خيال بافي از برداشتهاي ذهنمان به مسائلي كه پيش ميآيد و رفتارهايي كه از ديگران ميبينيم.

يكي مي گفت صراحت مرده،اما من مي گم شجاعت مرده. شايد در حرف زدنهايمان مي ترسيم از بشه، نشه هايي كه كه بعدش چي مي شه؟

اما نخود مجلسمان اعتقاد داشت كه لوس مي شويم،وقتي نق مي زنيم كه توقعمان بالا برود و توقعمان را هم دوروبريهامون بالا مي برند،آخه چرا هي احوالم و مي پرسي و هي ازم خبر مي گيري كه هستي،خوشي و...؟خب وقتي يكي نباشه كه نق شنوي كند و هي آخ و واخ واسه نق هامون داشته باشه اين جوري آدم مرد بار ميآد! اما وقتي كه از ما خبر نميگيرند باز هم نق مي زنيم كه ببين عجب دنياي بي وفايي و ...(چيكار داريم ما هر كي هر جور راحت است!)

اصلا نق چاشني زندگي است،مثل اكسيژن ميمونه،مثل ... مثل غذا است،اصلا انرژي زاست.

نق مي زنيم كه اگر،كاش،واي كه اينجور بود،چه خوب ميشد اگر...

امروز همين جور كه با خودم نق و نوق مي كردم و درگير و مردد در  انجام دادن و ندادن كاري بودم يكي بي خبر از جنجال دروني من حرف قشنگي زد" اين پا، پاي تو است،بخواهي پيش مي رود و نخواهي پيش نمي رود"

ما يك اصل را فراموش كرديم،اراده اي كه پشتش تلاش است و يك اعتماد.

احتمالا همان است كه با اراده تمام مدافع نق زدن هامون است.

خورده نگيريم،همان جا كه هستيم درست واستيم.توقعمان به اندازه باشد و نمك نشناس نباشيم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:5  توسط محدثه جلیلی  |